محمود الكازروني ( قطب الدين محمود الشيرازي )

مقدمه 8

شرح حكمة الاشراق

در درمان بيماران مشهور شدم ، پس از وفات پدرم - خدايش رحمت كند - در مقام پزشك وچشم پزشك ، در بيمارستان مظفّرى شيراز به خدمت پذيرفته شدم ، در حالي كه بيش از چهارده سال از عمر من نمىگذشت ومدّت ده سال به همان سمت باقي ماندم وهمچون ساير پزشكان جز در موارد درمان به مطالعه وعلم نمىپرداختم وبراي آنكه به غايت قصوى ودرجهء عليا در اين فن برسم به خواندن كتاب كلّيات قانون ابن سينا نزد عمّ خود ، سلطان حكيمان وپيشواى فاضلان كمال الدّين أبو الخير بن مصلح كازرونى ، پرداختم وسپس ، آن را نزد شمس الدّين محمّد بن أحمد حكيم كيشى وشيخ شرف الدين زكى بوشكانى كه هر دو مشهور به مهارت در تدريس اين كتاب بودند ، ادامه دادم . از آن جا كه اين كتاب از دشوارترين كتابهايى است كه در اين فن نگاشته شده است ومشتمل بر لطايف حكمي ودقايق علمي ونكته‌هاى غريب واسرار عجيب است ، هيچ يك از مدرّسان آن‌گونه كه بايد از عهدهء تدريس وتفهيم كتاب بر نمىآمدند وشرحهايى هم كه بر كتاب نوشته شده بود وافى وكافى براي رسيدن به مقصود نبود ، زيرا ، شرح امام علّامه فخر الدّين محمّد بن عمر رازي فقط جرح بعض بود ، نه شرح كلّ وكساني هم كه از أو پيروى كرده وبر كتاب شرح نوشته بودند ، همچون امام قطب الدّين إبراهيم مصرى وأفضل الدّين محمّد بن نامور خونجى ورفيع الدّين عبد العزيز بن عبد الواحد جيلى ونجم الدّين أبو بكر بن محمّد نخجوانى ، بر آنچه فخر الدّين گفته بود چيزى نيفزوده بودند تا اينكه به جانب شهر دانش وكعبهء حكمت وحضرت عليّهء بهيّهء قدسيّه ودرگاه سنيّهء زكيهء فيلسوفيّهء استاديّهء نصيريّه ( خواجة نصير الدّين طوسي ) روى آوردم كه برخى از دشواريها را گشود وبرخى ديگر ، باز برجاى ماند زيرا ، احاطه به قواعد حكمت در شناخت اين كتاب كافى نيست ، بلكه شخص بايد ممارست در قانون علاج در تعديل مزاج داشته باشد . سپس ، براي هدف خود ، به خراسان واز آنجا به عراق عجم وعراق عرب وسپس به بلاد روم مسافرت كردم وبا حكيمان اين شهرها وپزشكان اين بلاد بحثها و